جمعه 27 شهريور 1405 - Fri 18 Sep 2026
  • «دهن‌کجی» اروپا و کانادا به ترامپ؛ آمریکا تنهاتر می‌شود

  • لاله مرزبان و یک اتفاق خوب در فضای مجازی

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • آیا آب سخت واقعاً موجب تخریب بافت مو می‌شود؟

  • هر گونه اشتباه محاسباتی دشمن با قدرت پاسخ داده می‌شود

  • دشمن مانع ورود واکسن به کشور است

  • هرمز در مشت ایران، باب‌المندب در دست یمن؛ چگونه ایران نظم جدید را از مسیر گلوگاه‌های راهبردی شکل می‌دهد؟

  • سقوط ۴۱ درصدی تولید نفت خلیج فارس

  • اهتزاز پرچم ایران در دهکده بازی‌های آسیایی / فیلم

  • انهدام ۳ هسته عملیاتی گروهک تروریستی تکفیری

  • جدایی ۱۰ بازیکن ستاره از پرسپولیس!

  • قیمت جدید خودروهای داخلی در بازار

  • ادعای تازه ترامپ، تلاش چین برای میانجی‌گری و فشارهای تازه آمریکا + عکس

  • عراق: مرز چذابه از فردا باز می‌شود

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲۶ شهریور

  • چرا خلبان آ‌مریکایی از تلویزیون ایران می‌ترسید؟ + عکس

  • تماس تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه

  • از لایه ازون چه خبر؟

  • فیل کوچکی بدون خرطوم و دم / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 16808
    تاریخ انتشار: 18/آذر/1394 - 20:13
    پایگاه خبری حامیان ولایت/فرهنگی

    واکنش بازیگر معروف به حادثه تلخ "بخیه"

    بازیگر معروف کشورمان به حادثه‌ای که برای یکی از کودکان کشورمان اتفاق افتاد، واکنش نشان داد.

    واکنش بازیگر معروف به حادثه تلخ "بخیه"

    پرویز پرستویی بازیگر نام آشنای کشورمان نیز به واقعه ای که برای کودک 4 ساله کشورمان در اصفهان رخ داد واکنش نشان داد.
     
    پرستویی در این باره نوشت: حتما خبر برخورد غیر انسانی پزشک و پرستار بیمارستان اشرفی خمینی‌شهر با کودک 5 ساله رو شنیدید. این خبر واقعا تکان دهنده و متاثر کننده است.
     
    داستان کوتاه و واقعی زیر رو بخونید: “دکتر مرتضی شیخ” پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می کردند، به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود…! دختر دکتر نقل می کند :
     
    “روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است! با تعجب گفتم: پدر! بازی تان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟! پدر جوابی داد که اشکم را درآورد…ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.” اومدم بنویسم روحش شاد! یک لحظه فکر کردم اگه روح آدمی با قلبی به این بزرگی شاد نباشه، روح کی میخواد شاد باشه؟! بهتر دونستم بنویسم راهش، اندیشه اش و کردارش پر رهرو.

    منبع : فارس

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما